همه چيز از يك آموزشگاه درس شروع شد، درس خواندن در كلاسهاي تقويتي؛ مدير آموزشگاه كه چند ماهي بود مرا دركلاسها ميديد، پيشنهاد داد كه وارد حرفه تبليغات تجاري بشوم، مرا به يكي از دوستانش كه در كار مدلينگ و تبليغات بود معرفي كرد و از همان زمان من با يك دنياي جديد در زمينه تجارت و تبليغات آشنا شدم. شش سال مدت زمان كمي براي تجربه كسب كردن نيست. تمام تلاشم در همه اين مدت اين بوده كه بتوانم هم قواعد و اصول صحيح حرفهاي كه انتخاب كردم را ياد بگيرم و هم به شكل صحيحي رفتار كنم.
بله، عدهاي كه در امر تجارت و تبليغات حرفهاي هستند استعداديابي ميكنند، جوانهايي را كه قابليت مانكن شدن دارند انتخاب ميكنند. آموزش ميدهند، از آنها مدلهاي حرفهاي ميسازند و سپس به دنياي تبليغات و تجارت معرفيشان ميكنند. اين آژانسها سازماندهي شده هستند و خيلي منسجم، دقيق و حرفهاي كارشان را انجام ميدهند.
به شكلي كه در خارج از كشور انجام ميشود خير؛ شايد به اين علت كه طي چند سال گذشته كه فعاليت مدلها و مانكنها در ايران بيشتر شده هرگز هيچ مؤسسه يا نهادي نخواسته به شكل حرفهاي و جدي به آن نگاه كند و برايش وقت و انرژي بگذارد. به همين دليل به جاي ضوابط، روابط تعيين كننده شده و مدلها با استفاده از روابط و به قول معروف لينكهايي كه با شركتهاي تجاري يا برندهاي مختلف از شكلهاي گوناگون پيدا كردهاند، به سايرين معرفي ميشوند. البته اخيراً با شركتي آشنا شدهام كه مدتي است در همين حيطه جذب و سازماندهي مدلها و مانكنهاي مرد فعاليت ميكند. «كانسپت» شايد به نوعي اولين شركتي است كه تصميم گرفته اين كار را به شكلي حرفهاي انجام دهد و تقريباً روندي كه در پيش گرفته مشابهتهاي خوبي با همتايان خارجياش دارد و من خيلي خوشحالم كه بالاخره پس از چندين سال كار حرفهاي در حيطه مدلينگ درحال حاضر مشغول همكاري با مؤسسهاي هستم كه نه تنها مدلينگ را به عنوان يك شغل جدي، مهم ميداند بلكه حاضر شده برايش هزينه كند تا براي مردم و شركتهاي تجاري هم باورپذير و جدي باشد. اگرچه فعاليتهاي اين شركت فقط به سازماندهي مدلها و تبليغات محدود نميشود و در حيطه سينما و سرمايهگذاري در رسانه هم فعاليت ميكند.

* فكر ميكني اين قبيل حركتها ميتواند مدلينگ را در ايران به سمت حرفهاي بودن سوق دهد؟
بله، البته. اگرچه در ابتداي كار ممكن است ماجرا كمي پيچيده و حتي دشوار به نظر بيايد، اما با مديريت صحيح و برنامهريزي اصولي ميتوانيم سطح كار را به استانداردهاي بينالمللي نزديك كنيم. يك مدل ايراني نبايد فقط در ايران مدل باشد. به عنوان مثال اگر زماني به ايتاليا رفت در ميلان هم او را به عنوان يك مدل قبول داشته باشند. وقتي معيارها و استانداردهاي سنجش يكسان باشد در هر جاي دنيا تو بايد بتواني كارت را انجام بدهي.
* يعني با اين تفاسير ميخواهي بگويي مدلهاي ايراني در سطح استاندارد جهاني نيستند؟
ما چند مدل و مانكن واقعي در ايران داريم؟ چند نفر هستند كه واقعاً در طول سالهاي اخير به شكل حرفهاي آموزش ديدهاند و مانكن شدهاند. باور كنيد مدل بودن فقط به چهره خوب داشتن و قدبلند و اندام نيست. جزئيات و ريزهكاريهايي دارد كه وقتي درگير آن ميشويد از تعجب دهانتان باز ميماند.
* اين جزئيات چه چيزهايي است؟
نوع راه رفتن، توالي حركتهاي دست و پا، نوع نگاه كردن، نوع چرخيدن سر، حتي در بعضي موارد نوع صحبت كردن. شايد بگوييد يك مانكن كه حرف نميزند، بله، اما رفتار حرفهاي يك مدل و مانكن بايد به شكلي باشد كه وقتي در يك جلسه يا جمعي حضور داشت و ميخواست حرف بزند، حتي حرف زدنش هم حرفهاي باشد، نه اينكه وقتي شروع به صحبت ميكند بقيه تعجب كنند يا اصلاً باورشان نشود كه اين آدم مدل است. مثل تفاوتهاي هر شغل ديگري. هر حرفهاي جزئيات و عناصر رفتاري مخصوص به خودش را دارد، رفتار و شيوه صحبت كردن يك معلم با يك مهندس، يك تاجر با يك پزشك فرق ميكند و شما نميتوانيد آن را انكار كنيد.

* طي شش هفت سالي كه به شكل جدي مدل بودي به اين فكر كردي كه شغل ديگري هم داشته باشي؟
بله، ترجيح ميدهم صادقانه حرف بزنم. در ايران با شرايطي كه تا امروز وجود داشته نميتوانم ادعا كنم كه درآمدزايي خيلي خوبي وجود دارد، البته بعد از اين را نميدانم، اما اساساً به ضرورت داشتن يك شغل ديگر در كنار مدل بودن معتقدم. چرا كه شركتها و برندها با مدل قرارداد حرفهاي و جدي نميبندند و فقط قرارداد عكاسي دارند كه ممكن است در طول سال فقط ۲ بار قصد تبليغات داشته باشند، با اين توصيف عاقلانه است كه من به عنوان يك مدل بخواهم شغل ديگري داشته باشم.
* دلمشغوليهاي سياوش داودي به عنوان يك جوان چيست؟
من از بچگي عاشق سينما بودم و هنوز هم هستم. يكي از هدفهايم ورود به سينما و فعاليت در اين حيطه است. البته در طول اين سالها پيشنهاداتي هم داشتهام اما ترجيح ميدهم به شكل درست و حرفهاي وارد آن بشوم، ضمن اينكه دلم ميخواست در شغل خودم جا بيفتم و حرفهاي بشوم بعد يك كار ديگر را امتحان كنم. اما بازيگري و سينما هميشه يكي از دغدغههاي زندگيام بوده است. بعد از سينما عاشق ورزش هستم. اگرچه ما مدلها وظيفه داريم كه ورزش بكنيم تا هميشه تناسب اندام داشته باشيم، اما من جداي از وظيفه، ورزش كردن را خيلي دوست دارم و آنچه براي سلامتيام – چه جسم چه روح – ضرر داشته باشد انجام نميدهم. خواب كافي، غذاي مناسب و ورزش مهمترين عوامل براي حفظ سلامتيام هستند كه نهتنها باعث پيشرفت من در حرفه مدلينگ ميشوند بلكه به نفع شخص خودم است.
* سرگرمي ديگري هم به غير از ورزش داري؟
شايد علت علاقهام به سينما هم ناشي از علاقهام به هنر باشد. من بيشتر اوقات بيكاري را تا جايي كه بتوانم به ديدن نمايشگاههاي هنري عكس و نقاشي اختصاص ميدهم. به طراحي و گرافيك علاقه زيادي دارم و حتي تصميم گرفتهام در كنار كارم به شكل آكادميك آن را دنبال كنم، مطالعه كردن هم يكي ديگر از كارهايي است كه هر وقت فرصتش را پيدا كنم انجام ميدهم. شما حتي به عنوان يك فرد معمولي در جامعه هم بايد اطلاعات و دانستنيهايتان را به شكل روتين افزايش دهيد، اما اين روزها بيشتر كتابهايي در زمينه بازيگري مقابل دوربين و تجارت تبليغاتي ميخوانم.

* برخورد مردم با تو به عنوان يك مدل چطور است؟ چقدر در اين مدت شهرت پيدا كردهاي؟
رفتار و برخورد مردم برايم خيلي جالب است. وجود بيلبوردها در تهران و شهرستانها باعث شده تا مردم وقتي مرا ميبينند لبخند بزنند، جلو بيايند و حتي گاهي از شرايط اينكه چطور ميشود مدل شد حرف بزنند. البته من هنوز هم معتقدم براي مدل شدن فقط داشتن چهره خوب كافي نيست. اگر كسي واقعاً به اين حرفه علاقه دارد بايد به شكل جدي تمام مهارتهاي مربوط به آن را ياد بگيرد. اما مردم در مواجهه با من هميشه لطف داشتهاند.

